خرید بک لینک

جان نورکراس، جیمز پروچاسکا

در متن زیر که از کتاب رواندرمانی پروچسکا گرفته شده است، تلاش بر این است تا از منظری متفاوت به مساله آسیب شناشسی روانی پرداخته شد. در این متن توضیح داده میشود چطور مسایل وجودی که همه با آن دست و پنجه نرم میکنیم باعث ایجاد احتلالات روانیمیشود. مسایل وجودی از قبیل مرگ،تنهایی و پوچی از این قبیل مسایل هستند. در اینجا خواهیم دید چطور فاصله گرفتن از یک زندگی اصیل به حال بد ما منجر میشود.

آسیب شناسی وجودی

دروغ گفتن اساس آسیب روانی است. دروغ گفتن تنها راهی است که میتوانیم از نیستی فرار کنیم، تا به این طریق اجازه ندهیم که اضطراب وجودی وارد تجربهی ما شود. وقتیکه با نیستی روبرو میشویم، مانند غرق شدن آن پسر ۴ ساله، دو انتخاب داریم: مضطرب شدن یا دروغ گفتن. امکان دارد با گفتن این جمله به خودمان که «اگر از خانوادهی خود چشم برنداریم میتوانیم از حوادث جلوگیری کنیم». دروغ گفتن را انتخاب کنیم. ما فرزندان و همسر خود را نزدیک خود نگه میداریم و تا زمانیکه در دیدرس هستند، احساس آرامش میکنیم. این دروغ مؤثر واقع میشود. ما به این طریق از روبرو شدن با اضطراب وجودی حوادث اجتناب میکنیم. ولی نیستیهمیشه حضور دارد و تهدید میکند که در هشیاری ما نمایان خواهد شد. دروغ گفتن همیشه به بسته شدن قسمتی از دنیای ما منجر میشود؛ در این مورد باید از هر نوع افکار مربوط به مردی که درست جلوی خانوادهی خود لیز خورد و گردنش شکست، جلوگیری کنیم. هشیار بودن نسبت به اینگونه رویدادها نهتنها موجب اضطراب وجودی میشود، بلکه همچنین تهدید میکند که دروغ ما فاش شود.

برچسب: نویسنده: رضا قنبری تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 13:35

صفحه بندی