خرید بک لینک

جویس مکدوگال

مترجم: عادله عزتی

حوریه رضایی

شکسپیر می گوید: “همه جهان صحنه است و ما صرفا بازیگران این صحنه ایم”.

این ابراز عقیده عمیق شکسپیر بیانگر این است که ما نمی توانیم به راحتی از نقش هایی که برایمان تعریف شده و اساس شخصیت ما را شکل داده اند فرار کنیم. هریک از ما با ورود به جهان وارد درامی از زندگی می شویم که طرح و پیرنگ آن به طرز عجیبی تکراری است.

امیدوارم استعاره تئاتر به من کمک کرده باشد تا از طبقه بندی های رایج روانپزشکی و روان تحلیلی اجتناب کنم. این اصطلاحات در مورد سمپتوم ها و علائم هستند نه در مورد افراد. نامگذاری شخصی با عنوان سایکاتیک، نوراتیک یا منحرف، تنها کمی کمک کننده است و چیز زیادی فراتر از نامگذاری عایدمان نمی کند. این نامگذاری ها برای توصیف پیچیدگی ها و ظرافت های شخصیت انسانی ناکافی است. این کار نه تنها این توهم را ایجاد می کند که ما در مورد شخصی توصیف درستی داریم، بلکه این تصور اشتباه را هم ایجاد می کند که باقی ما عاری از درام های روانی ای هستیم که در بطن این سمپتوم ها وجود دارد.

همه ما تعارضات نوروتیک و حوزه هایی هرچند کوچک از حماقت شخصی داریم.
همه ما در برابر فروپاشی سایکوسوماتیک آسیب پذیریم و همه قادریم فانتزی های منحرفانه و رویاهای ناممکن خلق کنیم. هر کدام از ما در جهان درونی مان می توانیم تعدادی شخصیت یا کرَکتر داشته باشیم که گاهی کاملا در تضاد با یکدیگر بوده و باعث تعارض و رنج روانی مان می شوند. ما تقریبا نسبت به این کرَکترها و نقش های پنهان آن ها ناآگاه هستیم، اما چه بخواهیم و چه نخواهیم این کرکترها مدام در حال جستجوی صحنه ای برای به اجرا درآوردن تراژدی ها و کمدی هایشان هستند. باوجود اینکه ما به ندرت مسئولیت این تولیدات نمایشی پنهان را می پذیریم، اما تهیه کننده و کارگردان، در روان خود ما جای دارند. در نهایت، این دنیای درونی ما با نمایش های تکرارشونده اش است که بیشتر آنچه برای ما در دنیای بیرونی اتفاق می افتد را تعیین می کند.

برچسب: نویسنده: رضا قنبری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 16:34

صفحه بندی